على محمدى خراسانى

90

شرح كفاية الأصول (ويرايش جديد) (فارسى)

كه عرب از كلمه ماء چه معنايى را اراده مىكند ، ولى به موارد استعمال آنها مراجعه مىكند ، و ملاحظه مىكند كه هرگاه اين كلمه بدون هيچ قرينه‌اى به‌كار مىرود ، در ذهن عربها آن جسم سيال تبادر مىكند ، از اينجا مىفهمد كه در لغت عرب كلمهء ماء براى جسم سيال بارد بالطبع و رطب وضع شده است . آنگاه باز هم دورى پيش نمىآيد ، زيرا علم به وضع فارسى زبان بر تبادر معنا نزد عرب وابسته است ولى متقابلًا تبادر معنا نزد عرب‌ها وابسته به علم به وضع فارسى زبان نيست ، بلكه مربوط به علم اجمالى ارتكازى خود آنهاست . فلادور . ثم إن هذا فيما لو علم استناد الانسباق إلى نفس اللفظ و أما فيما احتمل استناده إلى قرينة فلا يجدى أصالة عدم القرينة فى إحراز كون الاستناد إليه لا إليها كما قيل لعدم الدليل على اعتبارها إلا فى إحراز المراد لا الاستناد . بحث چهارم : تبادر معنا از لفظ : دو گونه است : الف ) گاهى تبادر و انسباق صد در صد مستند و منتسب به خود لفظ است و از نفس لفظ بدون استعانت از هرگونه قرينه‌اى معنا متبادر است . مثل حيوان مفترس كه از لفظ اسد تبادر مىكند . نام اين تبادر ، تبادر وضعى يا حاقّى است ؛ زيرا منسوب به وضع و حاق لفظ است . و آن تبادرى كه علامت حقيقت بودن است همين قسم مىباشد . ب ) و گاهى تبادر مستند و متّكى به قرينه است ، يعنى باز هم از شنيدن لفظ ، معنايى به ذهن تبادر مىكند وذهن به آن منتقل مىشود ؛ اما نه از ذات لفظ ، بلكه به كمك قرائنى كه در ميان است . قرينه ، خود اقسامى دارد : 1 . گاهى قرينهء خاصه است ؛ يعنى قرينه‌اى كه مخصوص به موردى خاص است و قانونيت ندارد . مثلًا مولى در مقام خاصى بگويد : افْعَلْ كذا ؛ و دنبالش بگويد : لكن يجوز تركها ، يا بگويد : لا عقاب فى تركها ، كه اين تعبير قرينه‌اى است بر ارادهء استحباب از امر . يا مثلًا گوينده‌اى بگويد : رأيتُ اسداً يرمى ؛ رأيتُ أسداً فى الحمام ؛ رأيتُ أسداً ينطق ، كه باز اين تعبيرات ، قرينه‌اى است بر ارادهء رجل شجاع از لفظ اسد . 2 . و گاهى قرينهء عامه است ، كه قانونيت دارد . از قبيل وقوع امر عقيب حظر يا توهم حظر كه دال بر مجرد ترخيص و رفع المنع است ، نه وجوب مثلًا . و مانند من اعتدى عليكم فاعتدوا عليه يعنى شما هم در مقابله به مثل مجاز هستيد . يا مانند و إذا حللتم فاصطادوا يعنى تا مُحرم بوديد صيد كردن بر شما حرام بود ولى حالا كه مُحِلّ شديد ، آزاديد و حق صيد كردن داريد . و از قبيل حكمت يا مقدمات حكمت كه اگر در كلامى فراهم باشد ، دليل بر ارادهء اطلاق است . در تمام اين موارد ، آنچه مىتواند كارساز باشد قرينه است . و نام اين را تبادر مع القرينه